تبليغاتX
مهندسی عمران

 
 
امیر زوارجلالی

امیر متولد 1364.4.4
از گیلان-آستانه اشرفیه فارغ التحصیل (31/6/1387) از دانشگاه آزاد بندر انزلی.

این وبلاگ اولین وبلاگ دانشجویان عمران بندرانزلی می باشد.



amir_zj1985@yahoo.com

 

موضوعات

جزوات درسی

مقاله

اطلاعات عمرانی

اخبار مربوط به دانشگاه خودمون

نقشه

مصاحبه با اساتید

کتاب

عکس

 

پیوند ها

دانشگاه آزاد بندر انزلی(خودم)

آستانه اشرفیه (خودم)

آمری سیویل

همکلاسی

مهندس افشین سالاری

مرجع دانلود مهندسی عمران و معماری

مرکز دانلود مهندسی عمران

پروژه ومقاله رايگان دانشجويي

وبلاک تخصصی عمران

دکتر فرجود شکوهی

مهندس شکوهی

لیندکدونی عمران و معماری

عمران ( ساده اما پرمحتوا )

نقشه برداری - دنیای نقشه برداری

نیروی دریایی(ناخدا یکم سید حبیب الله بورنجانی )

engineer251(خودم)

موج عمران

راه - ساختمان - نقشه برداری

 

مطالب اخير

عیدقربان

برجی در دبی

تصاویری از جشن مجسمه ها در چین

هتل آتلانتیس دبی

نحوه اجرای رنگ ریزی و پیاده کردن نقشه

خبرٍ خوب

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

تصاویری از نحوه ی قرار گرفتن آرماتور ها در پی و ستون ها

 

*این فایل در رسم نقشه های سازه می تونه مورد استفاده قرار بگیره.

 

دانلود فایل با حجم 509 کیلوبایت 

سه شنبه یازدهم تیر 1387 |

 

 

با سلام با توجه به نیاز دانشجویان عزیز امروز یکبار دیگه آدرس سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندر انزلی رو توی این پست قرار میدم.

 

http://www.bandaranzaliiau.ac.ir/

 

با آرزوی موفقیت همه ی دوستان و بازدیدکنندگان محترم.

چهارشنبه پنجم تیر 1387 |

 

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را  در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند.
 

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!


هر مانعى= فرصتى

چهارشنبه پنجم تیر 1387 |